چیش چر سی یه چر او بارونی
دشت آسمو وایدیم لورک نمیزنیم، چیشمو دم اوران اما بارو نمیت!
ئی شعرکو که مردمون ولاتی ما سی بارو اشو می خوندن (اما نمیفام کی، شاید تو مراسم با صفای گلی کوسه)، گپ دلم بی که ئی روزا همش ری زوونم هن و شی خم همش شی لنجکی میخونم. شما هم بوخونیتو بلکی امه!
الله تو بزه بارو
سی رحم عیال دارو
سی جهل گوری دارو
دشت: خیره
لورک: پلک
شی لنجکی: زیر زبونی ( اصطلاح خم)
گوری: خونه ی گتی بین که مث او انبار تو زیمی بین و دری کی یه بخل هم ریش بین. توش که اشو میرهتن و بی ری که خله اشو میرهتن سی روز لازمه. شکلش مو ام ندین ولی وامبه تصور کنی که مث او انبار بین گمونم. ( حلا شما بیشتر اگه می فهمیتو بگی تا مو هم بفهمم)
گوری دارون: پیلدارا تو ولاتا گوری اشو بین اما فخیر پا لیتا نه. ئی گری دارا خله اشو کیم میکردن و سال کحط شی فخیرا مامله اشو میکردن. اما گومون کنم رول سنا، شنبه فخیرا هم گوری اشو بین ولی رول ولاتی ما ( طویل دراز، باغ علی باقر، فقیه احمدان و...) نه.
«عیال دارو» با این خط این طور شد شرمنده.