سلام خذمت موري رفيکي خم!
وبلاگ گرگونامه مطلبي درباره ي مراسم بزرگداشت منوچهر آتشي اش نوشتن تحت ئي عنوان که اونجکو هتک حرمت به امام زاده وايدن و ساز اشو آوردن و اشو زتن و...
 مطلب کامل اتو ميشند اينجکو بوخونيتو:
http://gorgu.mihanblog.com/
اما گومون ميکنم ئي نوشته و امثال ئي نوشته ي گرگو اگه فکر همه واييت خيلي اش ميشند تبعاتش گنه بشت! مو نظر خم درباره ي پست گرگو اينجکو ام نوشتن.

سلام خالو

احوال شريف؟

 خالو به نظر مو تار و سه تار اوکده (اون قدر) هم که شما ات گوتن نجس و گنه ني! تا همي ٥٠ يا ٦٠ سال پيش بيدن مراجعي که اشو ميگو شي دس هم بزني تو ميز ئي موسيقي حساب وامبيت و گنا کاريش هن! اما ما مي فهميم که ده ايسکو اصلا از ئي حکما خوري ني! يعني که از کديم اشو ميگو ساز و ئي بند و بساطا تو امام زاده و... نوريتو(نبريد) سي ئي خاطر بي که ديد اوسا نسبت به ساز يه ديد ده بي! يعني ساز و موسيقي مضموم شده بي و بردن چيز مضموم شده به داخل اماکن مقدس مشکل دار! اما ايسکو ئو چيي که شما ميگي ئي هن که يه چيز غير مضموم بردنش تو يه مکان مقدس باعث وامبه نقش ئو چيز عوض واييت! ساز صحري مکان مقدس وسيله اي خوب و... ولي به محض اين که ميشت تو مکان مقدس تبديل وامبيت به چيزي نجس و...
نکته بعدي ئي که توي مسيحيت از ساز پيانو سي موکه ي عبادت تو کليسا استفاده مي کنن.
نکته ي ده ئي که تو سنت عارفانه ي ما از موسيقي و رقص و سماع سي نزيک وايده به خيا استفاده اشو مي کردن(مولانا، شيخ ابو سعيد ابوالخير و...) ولي فقها هميشه سر ئي کضيه مرکر(غر زدن) اشو ميکردن و دليلش هم ئي هن که فقه ناظر به ظواهر هن ولي عرفان ناظر به روح عمل!
حلا هم خالو ارگ و ئي بساطا اشو نوردن(نياوردن) که ايکه ما سر و صيا هکنيم! تار و سه تار و سازي اصيل ايراني اشو آوردن که شاش اشعار مولانا و حافظ و عرفي گت ما مي خونن. الوته ما تو فرهنگ خومو کلو تو اماکن مقدس زيا امو مي بردن و بي حرمتي هم نبين! و صد الوته کضيه ي ساز با دخانيات زيمي تا آسمو فرک ميکوند!

خالو گرگوي عزيز تو ئي دور و زموني که زوونا همه بوريه هن(بريده است) فرهنگ و هنر تو سرش زته وامبيت، ئي پيليس اميدي هم که هن شما اهل فضل و فرهنگ نابود نکنيتو! ما اگه سي همچي کاري بييم تو سر همچي مراسمي بزنيم همي گپ فاطمه راکعي(به گمونم) ثابت ميکنيم که اش گوت که: همو کاري که سر منوچهر آتشي در اتو آورد سر قيصر امين پور در نياريتو! يعني گپ آيمايي مث ما ميزند که ئي ذاتي از فرهنگ و هن دير وايديم و تو سرش ميزنيم، اوسا منوچهر آتشي بزرگ به جي ئي که بندازن تو تهران تا همه دورش بگردن، مظلومانه بندازن تو چنگال آدمايي مث ما! ما بويد عرضه ي خومو ثابت کنيم نه حرف اونا که ميگن ما بي عرضه هسيم!


نظر شما رفيکا چن؟